تاريخ : | | نویسنده : donyayesms

 

زنجبیل

 

آیا می دانید این گیاه به صورت خام یا پخته برای دردهای ماهیچه ای بسیار مفید است.پژوهشگران تاکید دارند زنجبیل که به طور سنتی به عنوان داروی ضد تهوع مورد استفاده قرار می‌گیرد، می‌تواند دردهای ماهیچه‌ای پس از انجام فعالیت شدید ورزشی را کاهش دهد.

 

محققین با آزمایش بر روی این گیاه دریافتند که زنجبیل به صورت خام یا پخته می‌تواند دردهای ماهیچه‌ای پس از ورزش را بین 23 تا 25 درصد کاهش دهد.

 

آن‌ها با تجویز مکمل‌های زنجبیل طی 11 روز برای داوطلبان ورزشکار، به این نتیجه رسیدند که ورزشکاران با استفاده از این گیاه می‌توانند دردهای ماهیچه‌ای خود پس از ورزش را به طرز چشمگیری کاهش دهند.


منبع: Pain Results




ادامه مطلب

 

 

دکوراسیون یک اتاق خواب به شیوه مجلل و بسیار زیبا

 

 

دوست دارید که اتاق خوابتان را همانند یک دکوراتو تزیین نماید اما نمیخواهید هزینه ای زیاد متحمل شوید؟به ایده ما توجه نمایید چرا که همانند یک طراح شما را راهنمایی میکنیم تا خودتان چیدمان اتاق خوابتان را طراحی کنید

 


نقطه شروع:نگاه طراح

 

دکوراسیون یک اتاق خواب به شیوه مجلل و بسیار زیبا

 

 


هدف این بود که این اتاق خواب تبدیل به محیطی دنج ,با فضای کلاسیک همراه با زرق برق باشد . سطح نقره ای و براق کمد جلوه خاصی با فضای اتاق بخشیده و دیواره بالایی تخت که مبله شده است حس راحتی رابه فرد در هنگام تکیه دادن میدهد .اینها عناصر کلیدی برای طراحی این اتاق خواب هستند

 

 

نگاه به جزئیات

دکوراسیون یک اتاق خواب به شیوه مجلل و بسیار زیبا

 

 

در قدم اول برای افزودن رنگ به اتاق از چند تکه رنگ قرمز در آباژور و گلهای روی پاتختی و رنگ ابی بر روی دیوار استفاده شده است . در واقع اینگونه رنگ را با اجزای مختلف اضافه میکنند تا هارمونی رنگی چشم گیری ایجاد شوددر قدم بعدی به دیگر اجزا توجه میکنند :مثل کمد. سر تخت و کوسن و ...

 



سطوح انعکاسی


دکوراسیون یک اتاق خواب به شیوه مجلل و بسیار زیبا

 


با الهام از سبک دکوراسیون سال 1920 از کمد های اینه دار استفاده کرده ایم تا فضای زیبای اینجاد کنیم .

 

دکوراسیون یک اتاق خواب به شیوه مجلل و بسیار زیبا

 

 

به علت گران بودن این مدل کمدها ما کمد ساده را تهیه کردیم و روی هر کشو را با اینه پوشاندیم

 

 

ایجاد منبع نور


دکوراسیون یک اتاق خواب به شیوه مجلل و بسیار زیبا

 


تصمیم گرفتیم برای ادامه تکمیل سبک دهه 1920 از یک آباژور براق استفاده کنیم .در اینجا با اهم با حداقل هزینه یک عدد کاپ قدیمی از مغازه های اجناس دست دوم فروشی پیدا کردیم و تنها کافی است یک سیم کشی برق از داخل بدنه آن عبور دهید و یک کلاهک روی ان تعبیه کنید

 

دکوراسیون یک اتاق خواب به شیوه مجلل و بسیار زیبا

 


برای کلاهک آباژور هم میتوان از یک کلاهک آماده استفاده کرد و هم میتوان بدنه آن را خرداری کنید و خودتان با پارچه دلخواه رویه کنید

 


روتختی دست ساز


دکوراسیون یک اتاق خواب به شیوه مجلل و بسیار زیبا

 


استفاده از پارچه های هماهنگ جلوه زیبایی به تخت خوابتان میدهد . سعی کنید کوسن و بالش و رویه تخت تان را اینگونه با هم هماهنگ کنید .تمام این پارچه ها هم پارچه های ارزان قیمتی هستند که با کمترین هزینه میتوانید یک ست مناسب تهیه کنید و بدوزید

 

 

تاج تخت زیبا


دکوراسیون یک اتاق خواب به شیوه مجلل و بسیار زیبا

 


به راحتی هم میشوند این سر تخت را تهیه کرد .در مقالات قبلی آموزش دادیم که چگونه میشود یک سطح را مبله کرد

 


کوسن زیبا:


دکوراسیون یک اتاق خواب به شیوه مجلل و بسیار زیبا

 


این کوسن با رویه حوله ای طرح بسیار جالبی دارد .و بافت نرم آن حس راحتی را به فرد میدهد درست کردن آن هم بسیار ساده است

 

 

نشمینگاه تخت:

 

دکوراسیون یک اتاق خواب به شیوه مجلل و بسیار زیبا

 


نشیمنگاه در پایین تخت یک عنصر بیشتر تزیینی محسوب میشود که طرفداران زیادی پیدا کرده است . شما میتوانید یک نیمکت ساده از مغازه های دست دوم فروشی بخرید و انرا رنگ کنید و رویه ای متناسب با روتختی برای آن بدوزید

 


پرده اتاق خواب


دکوراسیون یک اتاق خواب به شیوه مجلل و بسیار زیبا

 


برای ایجاد هماهنگی بیشتر میتوانید نواری را به شکل بالا بر روی پرده از پارچه های روتختی بر روی پرده بدوزید تا هم رنگها در اتاق پراکند شوند و هم تناسب جالبی بوجود آید

 

دکوراسیون یک اتاق خواب به شیوه مجلل و بسیار زیبا

 


برای آویز پرده هم میتوانید از نوارهای رنگی مطابق شکل استفاده کنید

 


ایجاد خلاقیت توسط خودتان:

 

دکوراسیون یک اتاق خواب به شیوه مجلل و بسیار زیبا

 


ادامه این هارمونی رنگی نیاز به خلاقیت خود شماست .نمونه آن را د این کوسن مشاهده مینمایید

 

منبع:pcparsi.com



ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : donyayesms

 

 

 

پرداخت يارانه نقدي حداكثر تا پايان مهر

 

پايگاه اطلاع‌رساني دولت به نقل از سخنگوي كارگروه طرح تحول اقتصادي اعلام كرد: پرداخت يارانه نقدي حداكثر تا پايان مهر 89 خواهد بود.

محمد رضا فرزين سخنگوي كارگروه طرح تحول اقتصادي اعلام كرد: براساس آخرين تصميم كارگروه طرح تحول اقتصادي، يارانه نقدي در مهرماه به حساب مردم واريز مي‌شود و به زودي مرحله بعدي اجراي قانون هدفمندي يارانه‌ها شامل اصلاح قيمتها آغاز خواهد شد.

محمدرضا فرزين با تشريح نتايج نشست امروز اين كارگروه اظهار داشت: سه موضوع در دستور جلسه امروز قرار داشت كه بر اين اساس آخرين گزارش وضعيت حسابهاي بانكي در پايان شهريور ماه ارائه شد و همچنين بسته پولي كه با همكاري بانك مركزي و وزارت اقتصاد تدوين شده بود، مورد بحث و بررسي قرار گرفت.

فرزين افزود: همچنين در اين جلسه نحوه تعامل بانكها درخصوص بازپرداخت منابع كه طبق ماده 8 قانون هدفمندي يارانه‌ها بايد در اختيار واحدهاي توليدي قرار گيرد، مورد بررسي قرار گرفت.

وي در ادامه اظهار داشت: طبق آخرين آمار سازمان هدفمندي يارانه‌ها حدود 60 ميليون نفر براي دريافت يارانه‌ و 17 ميليون خانوار ثبت نام كرده‌اند كه در مجموع از 90 درصد خانوارهايي كه فرمها را تكميل كرده‌اند، كار ثبت نام 86 درصد انجام شده است.

در اين جلسه مقرر شد سياستهاي پولي به گونه‌اي تنظيم شود كه انتظارات جامعه و عاملان اقتصادي به گونه‌اي شكل گيرد كه بتوان آثار تورمي كنترل شود و جمع‌بندي به گونه‌اي بود كه بايد سياست انضباط مالي و پولي رعايت شود.

سخنگوي كارگروه طرح تحول اقتصادي در ادامه به افتتاح حساب براي دريافت يارانه‌هاي نقدي توسط خانوارها اشاره كرد و افزود: اين افتتاح حسابها مي تواند مبناي بازپرداخت يارانه‌ها باشد كه طبق اعلام قبلي دولت، يارانه نقدي در مهرماه به حساب خانوارها واريز مي‌شود.

وي افزود: در اين جلسه مقرر شد نرخ سود و ارز به مرور كنترل شود تا بتوان تبعات احتمالي اجراي هدفمندي يارانه‌ها را با اتخاذ سياستهاي پولي مناسب كنترل كرد.

فرزين در ادامه به بحث نحوه تامين تنخواه لازم براي اجراي طرح هدفمندي يارانه‌ها اشاره كرد و اظهار داشت: طبق ماده 13 اجراي قانون هدفمندي يارانه‌ها به دولت اجازه داده شده كه تنخواهي به منظور اجراي اين قانون در بودجه تعيين كند كه در اين جلسه مقرر شد براي تامين اين مبلغ از روشهايي استفاده شود كه پايه پولي تغيير نشود.

* پرداخت يارانه نقدي حداكثر تا پايان مهر

سخنگوي كارگروه طرح تحول اقتصادي در پايان زمان پرداخت يارانه‌هاي نقدي به حساب خانوارها را مهرماه ذكر كرد گفت: همچنين به زودي مرحله بعدي اجراي طرح قانون هدفمندي يارانه‌ها كه همان اصلاح قيمتها است، آغاز مي‌شود و تا زماني كه اصلاح قميت ها صورت نگرفته است، مردم حق برداشت يارانه‌هاي نقدي را از حسابهاي خود نخواهند داشت.



ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : donyayesms

 

سیگارکشیدن و فوائد آن!!

 

در راستاي اينکه همه از مضرات سيگار حرف ميزنن و راستاي ديگه اينکه من با همه مخالفم ، تصميم گرفتم در مورد فوايد سيگار نکاتي رو به عرضتون برسونم .


1- سيگار کشيدن باعث ميشه شما هرچه سريعتر از شر سلامتي و زندگي به اميد خدا خلاص بشيد و بتونيد پا به عرصه هاي جديدتري از جمله جهان آخرت بگذاريد و تجربه هاي جديد کسب کنيد .

 

2 - وقتي سيگار بکشين يه سرفه هايي ميکنين به خدا همچين سر جيگرتون حال مياد انگار قولنج ريه تون رو گرفته باشن يعني ششتون حال مياد .

 

3- اونايي که سيگاري هستن بعد از يه مدت متوجه ميشن که روابط عاطفي عميقي با چاي و نسکافه پيدا کردن .

 

4 - اگه سيگاري بشين براي مواقع بيکاري ، بيعاري ، بيخوابي ، بيداري ،بيزاري ، بيذاتي ، بيماري ، سيرابي ، ليواني ، خيشاحي ( منظور همون خوشحاليه ) ، نيراحي (ناراحتي ) و ساير مواقع بهترين امکان رو در اختيار دارين .

 

5 - اگه سيگاري بشين داراي روابط اجتماعي درخشان ميشين و ميتونين دوستان جديد زيادي پيدا کنين :
الف - وقتي شما جزء خريداران سيگار باشين دوستاني رو پيدا ميکنين که از بس دوستتون دارن شما رو به شکل شيريني ميبينن .
ب - وقتي شما جزء مصرف کنندگان سيگار باشين دوستان مهربونتون شما رو به شکل مگس ميبينن .در نوع ب دوستي از طرف شما بسيار عميقتر خواهد بود .

 

6- اگه سيگاري بشين توي محيط هاي سربسته و عمومي از دست سيگاري ها حرص نميخورين و اين خودش باعث ميشه آرامش اعصاب داشته باشين .

 

7- وقتي سيگاري بشين ، ميتونين توي مسابقه جهاني ترک سيگار شرکت کنين و کلي پول به جيب بزنين .

 

8 - اگه سيگاري بشين ، وقتي با اقوام و دوستان به پيک نيک ميرين موقع روشن کردن آتيش ميتونين روش روشن کردن کبريت در ميان باد و بوران رو به اونا نشون بدين و خودتون رو به عنوان يک قهرمان ملي معرفي کنيد .

 

9 - اگه سيگاري بشين با سوپري سر کوچتون بيشتر رفيق ميشين طوري که اگه يه روز نرين سراغش دلش براتون تنگ ميشه .

 

10 - اگه مخفيانه سيگار بکشين ميتونيد با کوچه پس کوچه هاي اطراف خونه ، پشت بام ، زير زمين و ديگر جاهايي که تا حالا زياد بهشون توجه نکردين بيشتر آشنا بشين .

 

11 - وقتي مخفيانه سيگار ميکشين با ادوکلن ، عطر و دئودورانت هاي ارزون قيمت و همچنين انواع آدامسهاي p.k ، خروس نشان ، relax و غيره آشناتر ميشين و به آدمي خوشبو با دندوناي سفيد مبدل بشين .

 

12 - هرچه بيشتر سيگار بکشين راحت تر ميتونين از شر پولهايي که توي جيبتون سنگيني ميکنه راحت بشين .


13 - اگه سيگاري بشين توي شهراي بزرگ که هواي آلوده دارن راحتتر ميتونين زندگي کنين .

 

(با تشکر از فندک بي گاز)

 



ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : donyayesms

 

غذاهایی برای مبارزه با چاقی و دیابت


دانشمندان کشف کردند خوردن برخی گیاهان می‌تواند به انسان‌ها در مبارزه با چاقی و دیابت کمک کند.

دانشمندان در حال بررسی هستند که آیا رژیم‌های غذایی که دارای انواع خاصی از فیبرها هستند می‌توانند به انسان‌ها در غلبه با گرسنگی کمک کرده و قابلیت کنترل قند خون توسط بدن را ارتقا ببخشند.

دانشمندان معتقدند غذاهایی مانند سیر ، کاسنی، مارچوبه که به عنوان کربوهیدارت‌های تخمیر شدنی معروف هستند می‌توانند باعث ترشح هورمون‌هایی در معده شوند که به کاهش اشتها کمک می‌کنند.

این غذاها هم‌چنین حساسیت بدن به انسولین را افزایش داده و در نتیجه به کنترل گلوکز خون کمک می‌کنند. انسولین توسط پانکراس تولید شده و به گلوکز اجازه می‌دهد وارد سلول‌های بدن شوند.

سازمان خیریه دیابت انگلستان در حال بررسی خواص غذاهایی هستند که می‌توانند این فواید را برای بدن به همراه داشته باشند . اگر ثابت شود این غذاها موثر هستند می‌توانند روش‌های درمانی چاقی و دیابت نوع دوم را متحول کنند.

نیکولا گس متخصص تغذیه در دانشگاه کالج لند که به مدت 3 سال در این مطالعات شرکت داشته است در این باره گفت: با بررسی چگونگی تنظیم میزان اشتها و گلوکز خون در افرادی که در معرض خطر ابتلا به دیابت نوع دوم هستند، ما می‌توانیم به روش‌هایی برای پیشگیری از این بیماری‌ها دست پیدا کنیم.

اگر این مطالعات با موفقیت همراه باشند می‌توان امید داشت که کربوهیدرات‌های تخمیرشدنی به عنوان یک روش درمانی موثر، قابل دسترس و ارزان قیمت در اختیار افرادی قرار بگیرند که در معرض چاقی و دیابت نوع دوم قرار دارند و یا قبلا به این بیماری‌های دچار شده‌اند.

در حال حاضر 2.35 میلیون نفر در بریتانیا به دیابت نوع دوم دچار هستند، علاوه بر این تخمین زده می‌شود بیش از نیم میلیون نفر دیگر نیز به این بیماری دچار هستند اما از آن اطلاع ندارند. دیابت می‌تواند خطر ابتلا به بیماری‌هایی مانند نارسایی کلیه، بیماری‌های قلبی و سکته را افزایش داده و حتی منجر به قطع عضو شود.

خوردن کلم، اسفناج و گل‌کلم نیز می‌توانند خطر ابتلا به دیابت را تا 14 درصد کاهش دهد. این سبزیجات دارای مقادیر زیادی آنتی‌اکسیدان و منیزیوم هستند که باعث کاهش خطر ابتلا به دیابت می‌شوند.

منبع : khabaronline.ir

foods-fight-diabetes

ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : donyayesms

ترجمه فارسی صحیفه سجادیه

و كان من‌ دعائه عليه السلام عند الصباح ‌و‌ المساء چون از‌ اوقاتى كه‌ دعا به‌ اجابت مقرون مى گردد، وقت صبح ‌و‌ شام است، لهذا حضرت سيدالساجدين به‌ اين دعا مواظبت ‌و‌ مداومت مى فرموده اند در‌ اين دو‌ وقت.
«الحمدلله الذى خلق الليل ‌و‌ النهار بقوته ‌و‌ ميز بينهما بقدرته». يعنى: سپاس ‌و‌ ستايش مر خداى را‌ كه‌ آفريد شب ‌و‌ روز را‌ به‌ قدرت كامله ‌ى‌ خود ‌و‌ تميز داد ميان ايشان به‌ قدرت خود، به‌ جهت فوايد عظيمه اى كه‌ بر‌ ‌آن تميز مترتب است از‌ افطار صائمين ‌و‌ انقضاى آجال مديونين ‌و‌ اجرت گرفتن اجيران ‌و‌ انقضاى عده ‌ى‌ زنان ‌و‌ غير ذلك از‌ فايده ها.
«الحمدلله الذى خلق الليل ‌و‌ النهار بقوته ‌و‌ ميز بينهما بقدرته». يعنى: سپاس ‌و‌ ستايش مر خداى را‌ كه‌ آفريد شب ‌و‌ روز را‌ به‌ قدرت كامله ‌ى‌ خود ‌و‌ تميز داد ميان ايشان به‌ قدرت خود، به‌ جهت فوايد عظيمه اى كه‌ بر‌ ‌آن تميز مترتب است از‌ افطار صائمين ‌و‌ انقضاى آجال مديونين ‌و‌ اجرت گرفتن اجيران ‌و‌ انقضاى عده ‌ى‌ زنان ‌و‌ غير ذلك از‌ فايده ها.
«و جعل لكل واحد منهما حدا محدودا، ‌و‌ امدا ممدودا». الامد: الغايه. (يعنى:) ‌و‌ گردانيد از‌ براى هر‌ يك از‌ شب ‌و‌ روز نهايتى معين ‌و‌ غايتى كشيده شده. چه، اول روز نزد اهل شرع از‌ طلوع صبح صادق است تا‌ غروب تمام جرم شمس ‌و‌ معلوميت روز مستلزم معلوميت شب است. چه، ابتداى روز انتهاى شب است ‌و‌ انتهاى شب ابتداى روز است.
«يولج كل‌ واحد منهما فى صاحبه ‌و‌ يولج صاحبه فيه». يقال: اولجه غيره، اى: ادخله. فيولج، اى: يدخل كلا من‌ الليل ‌و‌ النهار فى الاخر بان ينقص من‌ احدهما شيئا ‌و‌ يزيده فى الاخر كنقصان نهار الشتاء ‌و‌ زياده ليله ‌و‌ زياده نهار الصيف ‌و‌ نقصان ليله.
يعنى: در‌ مى آورد ‌و‌ داخل مى سازد هر‌ يك از‌ شب ‌و‌ روز در‌ مصاحبش در‌ حالتى كه‌ در‌ آورده ‌و‌ زياد ساخته ‌آن مصاحب را‌ در‌ ‌آن ديگرى. يعنى در‌ حالى كه‌ شب را‌ در‌ روز افزوده، در‌ همان حال روز را‌ در‌ شب افزوده، ليكن در‌ دو‌ بقعه ‌ى‌ مختلف. پس‌ واو در‌ كلام حضرت سيدالساجدين واو حالى باشد نه واو عطف. پس‌ كسى توهم نكند كه‌ ذكر فقره ‌ى‌ اخير بى فايده است. زيرا كه‌ غرض ‌آن حضرت تنبيه است بر‌ امرى غريب كه‌ ‌آن حصول زياده ‌و‌ نقصان است معا در‌ هر‌ يك از‌ شب ‌و‌ روز در‌ وقت واحد. ليكن تحقق اين زياده ‌و‌ نقصان به‌ حسب اختلاف بقاع است همچو بقاع شماليه از‌ خط‌ استوا ‌و‌ جنوبيه از‌ آن، خواه ‌آن بقعه مسكون بوده باشد يا‌ نه. چه، تابستان بلاد شماليه زمستان بلاد جنوبيه است ‌و‌ برعكس. پس‌ زيادتى روز ‌و‌ كمى ‌آن هر‌ دو‌ واقع است در‌ يك زمان، ليكن
در دو‌ بقعه ‌ى‌ مختلف. ‌و‌ همچنين زيادتى شب ‌و‌ نقصان ‌آن نيز متحقق است در‌ زمان واحد. پس‌ به‌ جهت تنبيه بر‌ اين امر غريب، جمله ‌ى‌ حاليه را‌ ايراد فرمودند. «بتقدير منه للعباد فيما يغذوهم به، ‌و‌ ينشئهم عليه». جار ‌و‌ مجرور- يعنى «بتقدير»- متعلق است به‌ «يولج». يعنى: اين ادخال هر‌ يك از‌ شب ‌و‌ روز در‌ ديگرى، به‌ تقدير ‌و‌ اندازه اى است از‌ جانب خداوند تعالى از‌ براى بندگان خود در‌ آنچه غذا مى دهد ايشان را‌ به‌ ‌آن ‌و‌ نشو ‌و‌ نما ‌و‌ افزايش مى فرمايد ايشان را‌ بر‌ آن. پس‌ يكى از‌ فوايد شب ‌و‌ روز تربيت انسان ‌و‌ تنميت اوست.
«فخلق لهم الليل ليسكنوا فيه من‌ حركات التعب ‌و‌ نهضات النصب». «نهضات»- به‌ نون ‌و‌ ضاد معجمه- من‌ النهوض. ‌و‌ مراد ترددات بدنيه است كه‌ موجب تعب ‌و‌ نصب ‌و‌ رنج باشد. ‌و‌ روايت شده: «بهظات»- به‌ باى موحده ‌و‌ ظاى معجمه- از: بهظه الحمل، اى: اشقه. ‌و‌ امر باهظ، اى: شاق.
يعنى: بيافريد از‌ براى بندگان خود شب را‌ تا‌ بيارامند در‌ ‌آن از‌ حركات كه‌ موجب تعب است ‌و‌ از‌ ترددات بدنيه- يا: از‌ گرانى بار كه‌ موجب رنج ‌و‌ دشوارى است. «و جعله لباسا ليلبسوا من‌ راحته ‌و‌ منامه، فيكون ذلك لهم جماما ‌و‌ قوه، ‌و‌ لينالوا به‌ لذه ‌و‌ شهوه». «لباسا»، اى: سترا يسترون به‌ يعنى ان‌ ظلامه يغشى كل‌ شى ء كاللباس الذى يشتمل على لابسه. اى: غطاء يستتر بظلمته من‌ اراد الاختفاء. ‌و‌ الجمام- بالفتح-: الراحه. يقال: جم الفرس جماما، اذا ذهب اعياوه ‌و‌ استراح. يقال: اجمم نفسك يوما او‌ يومين، اى: اروحها. ‌و‌ فى الحديث: «السفر جل تجم الفواد»، اى: تريحه. (يعنى:) ‌و‌ گردانيد شب را‌ پوششى تا‌ به‌ ظلمت او‌ بپوشانند خود را‌ از‌
راحت ‌و‌ آسوده شدن او‌ ‌و‌ خواب او، پس‌ باشد اين استراحت ‌و‌ خواب راحتى ‌و‌ آسودگى ‌و‌ قوتى مر ايشان را، ‌و‌ تا‌ بيابند ‌و‌ ادراك كنند به‌ ‌آن لذت ‌و‌ خوشى ‌و‌ آرزويى كه‌ نفس ايشان داشته باشد از‌ امور مستلذه مثل جماع ‌و‌ غير آن.
«و خلق لهم النهار مبصرا ليبتغوا فيه من‌ فضله ‌و‌ ليتسببوا الى رزقه ‌و‌ يسرحوا فى ارضه، طلبا لما فيه نيل العاجل من‌ دنياهم ‌و‌ درك الاجل فى اخراهم». «مبصرا»، اى: مضيئا يبصر فيه. ‌و‌ سرحت فلانا الى موضع كذا، اذا ارسلته. ‌و‌ سرح فلان يسرح فهو سارح يتعدى ‌و‌ لا‌ يتعدى. فمعنى «يسرحوا» اى: ينتشروا لدرك اللحاق ‌و‌ الوصول الى الشى ء (يعنى:) ‌و‌ آفريد از‌ براى بندگان خود روز را‌ روشن تا‌ طلب معيشت
نمايند از‌ فضل او، ‌و‌ تا‌ سبب ‌و‌ وسيله سازند به‌ تحصيل كردن رزق او‌ ‌و‌ منتشر ‌و‌ پراكنده گردند در‌ زمين خداى- يعنى تجارت نمايند- از‌ جهت طلب كردن مر ‌آن چيزى را‌ كه‌ در‌ ‌آن است رسيدن عاجل- كه‌ ‌آن دنياى ايشان بوده باشد- ‌و‌ رسيدن ‌و‌ دريافتن آجل- كه‌ ‌آن آخرت بوده باشد در‌ نشئه ‌ى‌ آخرت خود. به‌ جهت آنكه از‌ ارباح تجارات كه‌ اخراج اخماس ‌و‌ زكوات كرده مى شود، موجب مثوبات اخروى مى شود.
«بكل ذلك يصلح شانهم ‌و‌ يبلو اخبارهم».
الشان: الامر ‌و‌ الحال. اى: يختبر اخبارهم. يعنى: اين خلق ليل ‌و‌ نهار با‌ آنچه سابقا مذكور شد به‌ جهت ‌آن است كه‌ نيكو گرداند ‌و‌ اصلاح آورد حال عباد خود را‌ ‌و‌ بيازمايد خبرهاى ايشان را‌ تا‌ صدق ‌و‌ كذب ايشان همه آشكارا شود. «و ينظر كيف هم فى اوقات طاعته، ‌و‌ منازل فروضه، ‌و‌ مواقع احكامه، ليجزى الذين اساووا بما عملوا ‌و‌ يجزى الذين احسنوا بالحسنى». ‌و‌ نظر كند ‌و‌ ببيند كه‌ چگونه اند ايشان در‌ وقتهاى طاعت ‌و‌ فرمانبردارى او- جل ‌و‌ علا- كدام از‌ ايشان شتابنده ترند در‌ فرمانبردارى ‌و‌ پرهيزكارترند از‌ محارم ‌و‌ در‌ منازل فروض- كه‌ ‌آن اعمال مفروضه است- ‌و‌ جايهاى فرود آمدن احكام او- يعنى كدام يك از‌ ايشان مبادرت مى نمايند به‌ اوامر ‌و‌ باز مى ايستند از‌ نواهى- تا‌ جزا دهد آنان را‌ كه‌ بدكردارند به‌ عقوبت آنچه عمل كرده اند- كه‌ ‌آن عذاب نيران است- ‌و‌ جزا دهد آنان را‌ كه‌ نيكوكارند به‌ مثوبت نيكو- كه‌ ‌آن نعمتهاى بهشت است.
«اللهم فلك الحمد على ما‌ فلقت لنا من‌ الاصباح، ‌و‌ متعتنا به‌ من‌ ضوء النهار». «فلقت»، اى: شققت. «و الاصباح: مصدر سمى به‌ الصبح». كذا فى الكشاف فى سوره الانعام. اى: شققت عمود الصبح عن ظلمه الليل. ‌و‌ متعتنا، اى: نفعتنا. يعنى: بار خدايا، پس‌ تو‌ راست ستايش بر‌ آنكه شكافتى از‌ ظلمت شب عمود صبح را‌ از‌ جهت ما‌ ‌و‌ ممتع ‌و‌ بهره مند گردانيدى ما‌ را‌ به‌ اين شكافتن از‌ روشنى روز. «و بصرتنا به‌ من‌ مطالب الاقوات، ‌و‌ وقيتنا فيه من‌ طوارق الافات». لفظه «من» فى «من مطالب الاقوات» بمعنى الباء، كما فى قوله تعالى: (ينظرون من‌ طرف خفى). ‌و‌ الطوارق: جمع الطارق، ‌و‌ هو الذى يدخل فى الليل. لكن المراد هنا
الحوادث. لان اكثر الحوادث يحدث فى الليل. فالاضافه من‌ قبيل اضافه الصفه الى الموصوف. اى: الافات الطارقه. ‌و‌ يمكن ان‌ يكون بيانيه. يعنى: ‌و‌ بينا گردانيدى ما‌ را‌ به‌ سبب اين روشنى روز به‌ جاهايى كه‌ محل طلب قوت ‌و‌ روزى ماست، ‌و‌ نگاه داشتى ما‌ را‌ در‌ روزها از‌ آفات حادثه- يا: از‌ حوادث كه‌ ‌آن آفات است.
«اصبحنا ‌و‌ اصبحت الاشياء كلها بجملتها لك، سماوها ‌و‌ ارضها ‌و‌ ما‌ بثثت فى كل‌ واحد منهما، ساكنه ‌و‌ متحركه، ‌و‌ مقيمه ‌و‌ شاخصه، ما‌ علا فى الهواء ‌و‌ ما‌ كن تحت الثرى». اصبحنا، اى: دخلنا فى الصبح. «بثثت»- بالثاءين المثلثين- من‌ البث- بالتشديد- بمعنى التفريق ‌و‌ النشر. يقال: بثثت الخبر، اى: نشرته. ‌و‌ منه قوله تعالى: (و بث فيها من‌ كل‌ دابه)، اى: فرق، ‌و‌ قوله تعالى: (و زرابى مبثوثه)، اى: مفرقه. ‌و‌ المراد بالشاخص ضد المقيم. يقال: شخص من‌ بلد الى بلد، اى: ذهب. «ساكنه ‌و‌ متحركه» تقدير الضم فى كل‌ من‌ هذه الكلمات الاربع على سبيل البدليه ل«ما» الموصوليه اولى. لان سوق الكلام يقتضى بيان ما‌ فى السموات ‌و‌ الارض. ‌و‌ الفتح لبدليه كل‌ واحد من‌ تلك الاربع ل«كل واحد» مع كلمه «فى». ‌و‌ «ما كن»- بفتح الكاف ‌و‌ تشديد النون-: اى: خفى. «تحت الثرى»، اى: تحت التراب.
يعنى: داخل شديم ما‌ در‌ صبح ‌و‌ داخل شدند همه ‌ى‌ چيزها در‌ صبح ‌و‌ اشيا به‌ تمامها توراست- يعنى موجودات بتمامها مجعولات ‌و‌ مخلوقات تواند ‌و‌ تو‌ جاعل ‌و‌ خالق ايشانى-، آسمانها ‌و‌ زمينها ‌و‌ آنچه پراكنده كرده اى در‌ هر‌ يك از‌ آسمان ‌و‌ زمين- از‌ مبدعات علويه ‌و‌ مخترعات سفليه- ساكن ‌آن ‌و‌ حركت كننده ‌ى‌ ‌آن ‌و‌ ايستاده ‌و‌ رونده ‌و‌ آنچه بلند شده در‌ هوا ‌و‌ آنچه پنهان است در‌ زير طبقه ‌ى‌ «ثرى»- كه‌ زيرترين طبقات زمين است ‌و‌ علم اهل آسمان تا‌ «ثرى» بيش نرسد ‌و‌ «ما تحت الثرى» جز حق نداند.
«اصبحنا فى قبضتك يحوينا ملكك ‌و‌ سلطانك». يقال: هذا الشى ء فى قبضه فلان، اى: فى مملكته ‌و‌ تصرفه. قاله فى المغرب. ‌و‌ الملك- بضم الميم- هو السلطنه. ‌و‌ سلطان كالمفسره له. يعنى: بامداد كرديم در‌ حالتى كه‌ بوديم مقهور در‌ تصرف تو‌ فراگرفته است مرا پادشاهى تو‌ ‌و‌ سلطنت تو‌ كه‌ هر‌ چه خواهى كنى». «و تضمنا مشيتك».
و به‌ هم آورده ما‌ را‌ خواست ‌و‌ سلطنت تو. «و نتصرف عن امرك». لفظه «عن» تعليليه: كقوله تعالى:(و ما‌ نحن بتاركى آلهتنا عن قولك). (يعنى:) ‌و‌ تصرف مى كنيم ما‌ به‌ سبب فرمان تو. چه، بنده ‌و‌ مملوك توايم ‌و‌ تصرف بنده بى فرمان صاحب جايز نباشد. «و نتقلب فى تدبيرك». لفظه «فى» سببيه، كقوله تعالى:(فذلكن الذى لمتننى فيه). ‌و‌ فى الحديث:«ان امراه دخلت النار فى هره حبستها». يعنى: ‌و‌ گردش مى كنيم ما‌ به‌ سبب تدبير تو.
«ليس لنا من‌ الامر الا ما‌ قضيت ‌و‌ لا‌ من‌ الخير الا ما‌ اعطيت». المراد بالامر النفع. فالمعطوفه عليها كالمفسره لها. يعنى: نيست ما‌ را‌ نفعى ‌و‌ فايده اى مگر آنچه تو‌ حكم كرده اى. ‌و‌ نيست ما‌
را خيرى ‌و‌ نيكويى مگر آنچه تو‌ عطا كرده اى.
«اللهم ‌و‌ هذا يوم حادث جديد، ‌و‌ هو علينا شاهد عتيد». «عتيد»- به‌ تاء مثناه از‌ فوق- به‌ معنى حاضر ‌و‌ مهياست. قال فى الصحاح: العتيد: الحاضر المهيا. يعنى: بار خدايا، اين روزى است حادث كه‌ نبود ‌و‌ پيدا شد نو ‌و‌ تازه، ‌و‌ او‌ بر‌ ما‌ گواهى است حاضر ‌و‌ مهيا. ‌و‌ شيخ ابوجعفر طوسى در‌ كتاب امالى خود روايت كرده از‌ حضرت صادق عليه السلام كه: «ما من‌ يوم يمر على ابن آدم الا قال له ذلك اليوم: يا‌ ابن آدم، انا يوم جديد ‌و‌ انا عليك شهيد. فقل فى خيرا اشهد لك يوم القيامه. فانك لن ترانى بعد هذا ابدا». يعنى: هيچ روزى نمى گذرد بر‌ فرزند آدم، مگر آنكه ‌آن روز بگويد مر او‌ را‌ كه: اى فرزند آدم، من‌ روزى تازه ام ‌و‌ بر‌ تو‌ گواهم. پس‌ بگو در‌ اين روز خير تا‌ گواهى دهم از‌ براى تو‌ در‌ روز قيامت. چرا كه‌ ديگر مرا نخواهى ديد بعد از‌ اين هرگز. «ان احسنا ودعنا بحمد ‌و‌ ان‌ اسانا فارقنا بذم». «احسنا» فعل ماض من‌ باب الافعال. «ودع»- بتشديد الدال- من‌ التوديع عند الرحيل. ‌و‌ الاسم: الوداع- بفتح الواو. يعنى خير باد كه‌ در‌ وقت رفتن گويد مسافر. معنى كلام اين است كه: اگر نيكويى كنيم در‌ اين روز، وداع كند ما‌ را‌ به‌ نيكويى ‌و‌ ستايش كردن. ‌و‌ اگر بدى كنيم، جدا شود از‌ ما‌ به‌ نكوهش ‌و‌ مذمت كردن.
«اللهم صل على محمد ‌و‌ آله. ‌و‌ ارزقنا حسن مصاحبته ‌و‌ اعصمنا من‌ سوء مفارقته بارتكاب جريره او‌ اقتراف صغيره او‌ كبيره». الجريره- بالجيم ‌و‌ الراء-: الجنايه. ‌و‌ منه: ضمان الجريره. ‌و‌ المراد بها هنا الخطيئه. ‌و‌ الاقتراف: الاكتساب. ‌و‌ منه قوله تعالى: (و ليقترفوا ما‌ هم مقترفون)، اى: يكتسبوا. يعنى: بار خدايا، رحمت كن بر‌ محمد ‌و‌ آل‌ او. ‌و‌ روزى كن ما‌ را‌ همصحبتى نيكو با‌ اين روز، ‌و‌ نگاه دار ما‌ را‌ از‌ جدايى بد او‌ از‌ ارتكاب گناهى يا‌ اكتساب گناهى خرد يا‌ بزرگ.
«و اجزل لنا فيه من‌ الحسنات ‌و‌ اخلنا فيه من‌ السيئات». اجزل:، اى: اكثر. ‌و‌ اخلنا، اى: اجعلنا خالين منها. يعنى: بسيار ساز از‌ براى ما‌ در‌ اين روز از‌ نيكوييها، ‌و‌ خالى گردان ما‌ را‌ در‌ اين روز از‌ بديها. «و املا لنا ما‌ بين طرفيه حمدا ‌و‌ شكرا ‌و‌ اجرا ‌و‌ ذخرا ‌و‌ فضلا ‌و‌ احسانا». الملا: ضد الخلا. ‌و‌ الاجر: الثواب. يعنى: پرساز از‌ براى ما‌ ميان هر‌ دو‌ طرف روز- كه‌ صبح ‌و‌ شام بوده باشد- از‌ حمد ‌و‌ شكرگزارى جناب پروردگار ‌و‌ ثواب ‌و‌ ذخيره- يعنى چيزى كه‌ براى روز واپسين كه‌ روز قيامت است به‌ كار آيد- ‌و‌ از‌ فضل ‌و‌ نيكويى.
«اللهم صل على محمد ‌و‌ آله. ‌و‌ يسر على الكرام الكاتبين موونتنا. ‌و‌ املا لنا من‌ حسناتنا صحائفنا. ‌و‌ لا‌ تخزنا عندهم بسوء اعمالنا».
الموونه: قيل: من‌ مان يمون. لان معنى مانه قام بموونته. فعلى هذا اصله: موونه- على فعوله- قلبت الواو الاولى همزه. لان الواو المضمومه المتوسطه تقلب همزه، نحو ادور. ‌و‌ يجوز ان‌ يقرا بالهمزه على ما‌ ذكر فى الصحاح. قال فى الصحاح. قال فى الصحاح: الموونه تهمز ‌و‌ لا‌ تهمز. ‌و‌ هو ان‌ الموونه فعوله بمعنى الثقل من: مانت القوم، اذا احتملت موونتهم. ‌و‌ قيل: من‌ الاون ‌و‌ هو الثقل، لكون الموونه مستلزمه للثقل. ‌و‌ الاصل: ماونه، نقلت حركه الواو الى الهمزه فصار موونه. ‌و‌ وزنها على هذا مفعله. ذكر فى الصحاح ان‌ من‌ جعله من‌ الاون فالاون: العدل، ‌و‌ احد جانبى الخرج، لانه ثقل على الانسان. تقول: خرج ذو اونين، ‌و‌ هما كالعدلين. ‌و‌ قال الفراء: من‌ الاين، ‌و‌ هو التعب ‌و‌ الشده. ‌و‌ الاصل: ماينه، نقلت حركه الياء الى الهمزه فصار موينه، ثم قلبت الياء واوا لسكونها ‌و‌ انضمام ما‌ قبلها، فصار موونه. ‌و‌ وزنها على هذا ايضا مفعله. ‌و‌ خزى- بالكسر- خزيا، اى: ذل وهان. ‌و‌ قال ابن السكيت: وقع فى بليه. ‌و‌ اخزاه الله. (يعنى:) بار خدايا، رحمت فرست بر‌ محمد ‌و‌ آل‌ او. ‌و‌ آسان گردان بر‌ فرشتگانى كه‌ ايشان را‌ كرام الكاتبين گويند- چنانچه سابقا در‌ طى دعاى ثالث شرح كرده شد ‌و‌ نويسندگان روزنامجاتند از‌ تقسيم ارزاق ‌و‌ غير ‌آن مايحتاج ما‌ را- ‌و‌ پرگردان از‌ براى ما‌ از‌ نيكوييهاى ما‌ نامه هاى اعمال ما‌ را. ‌و‌ خوار ‌و‌ رسوا مگردان ما‌ را‌ نزد ايشان به‌ بدكردارى ما.
«اللهم اجعل لنا فى كل‌ ساعه من‌ ساعاته حظا من‌ عبادتك ‌و‌ نصيبا من‌ شكرك ‌و‌ شاهد صدق من‌ ملائكتك». الحظ: النصيب ‌و‌ الجد. يعنى: بار خدايا، بگردان از‌ براى ما‌ در‌ هر‌ ساعتى از‌ ساعات اين روز بهره اى ‌و‌ نصيبى از‌ عبادت خود ‌و‌ نصيبى از‌ شكرگزارى خود ‌و‌ گواهى راست از‌
فرشتگان خود. چه، در‌ حديث وارد است كه: «ينشر للعبد لساعات اليوم ‌و‌ الليله اربع ‌و‌ عشرون خزانه. فيفتح له منها خزانه فيراها مملوه نورا من‌ حسناته التى عملها فى تلك الساعه، فيناله من‌ الفرح ‌و‌ السرور ‌و‌ الاستبشار ما‌ لو‌ وزع على اهل النار، لاشغلهم ذلك عن الاحساس بالمها. ‌و‌ يفتح له خزانه اخرى فيراها مظلمه يفوح نتنها ‌و‌ يتغشاه ظلامها- ‌و‌ هى الساعه التى عصى الله تعالى فيها- فيناله من‌ الهول ‌و‌ الفزع ما‌ لو‌ قسم على اهل الجنه لنغص عليهم نعيمها. ‌و‌ يفتح له خزانه اخرى فيراها فارغه ليس فيها شى ء- ‌و‌ هى الساعه التى نام فيها ‌و‌ اشتغل بشى ء من‌ مباحات الدنيا- فيتحسر على خلوها ‌و‌ يندم على ما‌ فاته من‌ الربح العظيم الذى كان قادرا على تحصيله فى تلك الساعه. ‌و‌ هكذا يعرض عليه خزائن اوقاته فى طول عمره». ترجمه ‌ى‌ اين حديث شريف آنكه: «مى گشايند از‌ براى هر‌ بنده اى به‌ ازاى بيست ‌و‌ چهار ساعت شبانه روز بيست ‌و‌ چهار خزانه كه‌ عمل هر‌ ساعتى از‌ ساعات بيست ‌و‌ چهارگانه در‌ ‌آن مخزون است به‌ امر الهى. چون روز قيامت در‌ رسد، يك يك خزانه را‌ بر‌ او‌ عرض كنند ‌و‌ بر‌ روى او‌ بگشايند. پس‌ چون خزانه اى را‌ بگشايند كه‌ تعلق به‌ ساعتى داشته است كه‌ در‌ ‌آن عمل نيكو كرده، خزانه را‌ به‌ نظر او‌ درآورند مملو از‌ نور رحمت الهى، پس‌ او‌ را‌ از‌ مشاهده ‌ى‌ آن، فرح ‌و‌ سرورى دست دهد كه‌ اگر ‌آن را‌ بر‌ اهل دوزخ تقسيم نمايند، جميع دوزخيان از‌ كثرت لذتى كه‌ ايشان را‌ از‌ ‌آن حاصل شود، احساس الم عذاب ‌و‌ آتش دوزخ ننمايند. ‌و‌ چون خزانه اى را‌ بگشايند كه‌ به‌ ساعتى تعلق داشته كه‌ در‌ ‌آن ساعت اعمال ناشايسته نموده، به‌ مرتبه اى تاريك ‌و‌ هولناك ‌و‌ متعفن به‌ نظر او‌ درآيد كه‌
اگر هول ‌و‌ فزعى كه‌ از‌ مشاهده ‌ى‌ ‌آن او‌ را‌ روى نمايد، بر‌ اهل بهشت تقسيم شود، جميع نعمتها ‌و‌ عيشهاى بهشت برايشان منغص شده، از‌ لذت ‌آن محروم مانند. ‌و‌ چون خزانه اى را‌ در‌ نظر او‌ آورند كه‌ تعلق به‌ ساعتى داشته است كه‌ ‌آن را‌ به‌ بطالت ‌و‌ بيكارى گذرانيده، يا‌ در‌ خواب به‌ سر‌ برده، يا‌ در‌ افعال مباحه كه‌ رجحان اخروى نداشته صرف نموده، ‌آن را‌ خالى يابد از‌ همه ‌ى‌ خير، پس‌ حسرت ‌و‌ ندامت تمام او‌ را‌ دست دهد كه‌ چرا با‌ وجود مهلت اجل ‌و‌ قدرت بر‌ حسنات، اين اعمال از‌ او‌ سر‌ زده. ‌و‌ همچنين يك يك از‌ اين خزائن ساعات هر‌ روز عمر او‌ را‌ بر‌ او‌ عرض مى كنند ‌و‌ اين حالات را‌ مشاهده مى نمايد». پس‌ جهد بايد كرد كه‌ خزائن ساعات را‌ مملو از‌ حسنات سازند تا‌ به‌ انوار ‌آن از‌ ظلمات قيامت ايمن گردند. ‌و‌ چنان نبايد كرد كه‌ به‌ واسطه ‌ى‌ كاهلى ‌و‌ ميل به‌ استراحت ‌و‌ فراغت خاطر، چنان شود كه‌ چون به‌ نظر آورند، همه را‌ خالى يابند ‌و‌ بر‌ حسرت ‌و‌ ندامت بر‌ ‌آن فايده مترتب نباشد ‌و‌ حال او‌ مثل حال بازرگانى باشد كه‌ بر‌ سوداى از‌ دست رفته تاسف داشته باشد ‌و‌ هميشه بر‌ سودى كه‌ از‌ ‌آن متصور بوده حسرت مى برده باشد ‌و‌ نفعى بر‌ ‌آن مترتب نشود، چه جاى آنكه به‌ نحوى بوده باشد كه‌ چون در‌ ‌آن را‌ بر‌ روى او‌ بگشايند، از‌ هول ‌و‌ ظلمت ‌و‌ تعفن ‌آن نتواند قرار گرفت ‌و‌ هميشه در‌ عذاب باشد- اعاذنا الله منه!
«اللهم صل على محمد ‌و‌ آله. ‌و‌ احفظنا من‌ بين ايدينا ‌و‌ من‌ خلفنا ‌و‌ عن ايماننا ‌و‌ عن شمائلنا ‌و‌ من‌ جميع نواحينا، حفظا عاصما من‌ معصيتك، هاديا الى طاعتك، مستعملا لمحبتك». قال صاحب الكشاف: حقيقه قولهم: «جلست بين يدى فلان» ان‌ تجلس بين الجهتين المسامتتين ليمينه ‌و‌ شماله قريبا منه. فسميت الجهتان يدين لكونهما على سمت اليدين مع القرب منهما توسعا. كما يسمى الشى ء باسم غيره اذا جاوره ‌و‌ داناه. فمعنى بين ايدينا اى: قدامنا. ‌و‌ الخلف: ضد القدام. ‌و‌ اليمين: خلاف الشمال.
و «عاصما»، اى: مانعا. ‌و‌ منه قوله تعالى: (لا عاصم اليوم من‌ امر الله)، اى: لا‌ مانع. يعنى: بار خدايا، رحمت فرست بر‌ محمد ‌و‌ آل‌ او. ‌و‌ نگاه دار ما‌ را‌ از‌ بدى آنچه در‌ برابر ماست ‌و‌ آنچه در‌ عقب ماست ‌و‌ از‌ راست ‌و‌ از‌ چپ ما‌ ‌و‌ از‌ همه ‌ى‌ اطراف ما، نگاه داشتنى كه‌ بازدارد ما‌ را‌ از‌ نافرمانى تو‌ ‌و‌ راه نماينده باشد به‌ طاعت تو، به‌ كار فرموده باشد يا: كار فرماينده باشد- دوستى تو‌ را. بنابر اختلاف نسخ. چه، «مستعملا» به‌ صيغه ‌ى‌ اسم فاعل ‌و‌ اسم مفعول هر‌ دو‌ روايت شده در‌ اين مقام.
«اللهم صل على محمد ‌و‌ آله. ‌و‌ وفقنا فى يومنا هذا ‌و‌ ليلتنا هذه ‌و‌ فى جميع ايامنا لاستعمال الخير، ‌و‌ هجران الشر، ‌و‌ شكر النعم، ‌و‌ اتباع السنن». التوفيق هو جعل الاسباب متوافقه للمطلوب الخير. ‌و‌ الاستعمال: مصدر الاستفعال بمعنى الاعمال. ‌و‌ الخير: ضد الشر. ‌و‌ الهجران: مصدر هجر يهجر- كالحرمان- بمعنى البعد ‌و‌ الترك. ‌و‌ الاتباع: مصدر الافتعال. ‌و‌ السنن: جمع سنه، ‌و‌ هى سيره النبى ‌و‌ طريقته. يعنى: بار خدايا، رحمت فرست بر‌ محمد ‌و‌ آل‌ او. ‌و‌ توفيق ده‌ ما‌ را‌ در‌ اين روز ‌و‌ در‌ اين شب ‌و‌ در‌ جميع روزهاى عمر ما‌ به‌ كار بردن نيكويى ‌و‌ دور شدن ‌و‌ ترك كردن بدى ‌و‌ شكرگزارى نعمتهاى تو، ‌و‌ پيروى كردن سنتهاى پيغمبر تو- صلى الله عليه ‌و‌ آله- ‌و‌ طريقه ‌و‌ سيرت او. «و مجانبه البدع، ‌و‌ الامر بالمعروف، ‌و‌ النهى عن المنكر، ‌و‌ حياطه الاسلام ‌و‌ اجلاله، ‌و‌ انتقاص الباطل ‌و‌ اذلاله، ‌و‌ نصره الحق ‌و‌ اعزازه، ‌و‌ ارشاد الضال،
و معاونه الضعيف، ‌و‌ مداركه اللهيف». المجانبه: مصدر من‌ باب المفاعله: از‌ چيزى دور شدن. ‌و‌ البدع: جمع بدعه، ‌و‌ هى ان‌ تزيد فى شى ء من‌ الدين ما‌ ليس منه، نحو ان‌ يصلى النوافل باذان ‌و‌ اقامه. ‌و‌ «حياطه الاسلام»- بالحاء المهمله ‌و‌ الياء المثناه التحتانيه ‌و‌ الطاء المهمله- اى: حفظه ‌و‌ حراسته. ‌و‌ انتقص الشى ء اى: نقص. اللهيف، اى: الملهوف، ‌و‌ هو المظلوم او‌ المضطر. يعنى: ‌و‌ دور شدن از‌ بدعتها- يعنى چيزى چند كه‌ از‌ دين نباشد ‌و‌ داخل سازيم در‌ دين، مثل اذان ‌و‌ اقامه گفتن در‌ نماز سنتى ‌و‌ امثال اين از‌ بدعتها-، ‌و‌ فرمودن به‌ معروف- يعنى كارهاى شايسته، مثل امر به‌ واجبات ‌و‌ سنتها-، ‌و‌ بازداشتن از‌ منكرات- يعنى از‌ ارتكاب محرمات-، ‌و‌ حفظ كردن ‌و‌ حراست نمودن احكام دين اسلام ‌و‌ تمشيت اركان ايمان ‌و‌ بزرگ دانستن آن، ‌و‌ كم كردن كارهاى باطل- يعنى ناكردن آن- ‌و‌ خوار كردن آن، ‌و‌ يارى دادن حق ‌و‌ عزيز كردن آن، ‌و‌ راه نمودن گمراهان- يعنى كسانى كه‌ در‌ باديه ‌ى‌ ضلالت ‌و‌ غوايت از‌ كفر ‌و‌ غير ‌آن از‌ مذاهب باطله گمراه شده باشند-، ‌و‌ يارى دادن ضعيفان، ‌و‌ تدارك كردن حال ملهوفان ‌و‌ مظلومان.
«اللهم صل على محمد ‌و‌ آله. ‌و‌ اجعله ايمن يوم عهدناه، ‌و‌ افضل صاحب صحبناه، ‌و‌ خير وقت ظللنا فيه». ايمن- على وزن افعل- من‌ اليمن ‌و‌ البركه. ‌و‌ «عهدناه»، اى: لقيناه. من‌ قوله: عهدته بمكان كذا، اى: لقيته. ‌و‌ «ظللنا» من: ظللت اعمل كذا ظلولا، اذا عملته بالنهار دون الليل. يعنى: بار خدايا، رحمت فرست بر‌ محمد ‌و‌ آل‌ او. ‌و‌ بگردان اين روز را‌ مباركترين روزها كه‌ ما‌ در‌ ‌آن بوده ايم، ‌و‌ فاضلترين مصاحبى كه‌ با‌ او‌ صحبت
داشته ايم، ‌و‌ بهترين وقتى كه‌ هميشه عمل كرده ايم در‌ آن.
«و اجعلنا من‌ ارضى من‌ مر عليه الليل ‌و‌ النهار من‌ جمله خلقك». «ارضى»- على صيغه التفضيل- من‌ الرضا. ‌و‌ قياسه للفاعل. ‌و‌ قد جاء للمفعول، نحو اعذر ‌و‌ الوم ‌و‌ اشهر. ‌و‌ هنا بمعنى المفعول انسب. اى: اجعلنا من‌ جمله من‌ رضيت عنه اشد رضاء. (و رضوان من‌ الله اكبر). ‌و‌ لو‌ كان للفاعل لكان معناه: اجعلنا ممن كان راضيا بقضائك. يعنى: ‌و‌ بگردان ما‌ را‌ خشنودترين ‌آن كسى كه‌ گذشته است بر‌ او‌ روز ‌و‌ شب از‌ جمله مخلوقات تو. «و اشكرهم لما اوليت من‌ نعمك». «اشكر»- على صيغه اسم تفضيل- بالنصب بالمفعوليه بل الحاليه. اى: ‌و‌ اجعلنا من‌ ارضى حال كوننا اشكرهم. ‌و‌ روى بالجر بدلا من‌ «خلقك» او‌ من‌ «ارضى». ‌و‌ يمكن ان‌ يكون نصبه على المدح بتقدير اعنى. ‌و‌ «اوليت»- على صيغه الماضى من‌ باب الافعال- اى: اعطيت. يعنى: ‌و‌ بگردان ما‌ را‌ شاكرترين مخلوقات از‌ جهت ‌آن چيزى كه‌ عطا كرده اى از‌ نعمتهاى خود بر‌ ما. «و اقومهم بما شرعت من‌ شرائعك». «اقوم» بر‌ صيغه ‌ى‌ اسم تفضيل از‌ قوم به‌ معنى عدل ‌و‌ استقامت. ‌و‌ اين نيز به‌ هر‌
دو اعراب مروى شده، هم به‌ نصب ‌و‌ هم به‌ جر بر‌ قياس «اشكرهم». ‌و‌ الشرائع: جمع الشريعه، ‌و‌ هى ما‌ وضع الله تعالى لعباده من‌ الدين. يعنى: بگردان ما‌ را‌ راست ترين ‌و‌ درست ترين مخلوقات به‌ عمل كردن آنچه شرع كرده ‌و‌ وضع نموده اى از‌ راههاى دين ‌و‌ شريعتهاى خود. «و اوقفهم عما حذرت من‌ نهيك». هذا ايضا على صيغه التفضيل، من: وقف عن الشى ء، اى: لم يدخل فيه. ‌و‌ اعرابه كاعراب «اشكرهم». اين نيز به‌ هر‌ دو‌ اعراب روايت شده به‌ نصب ‌و‌ جر. ‌و‌ التحذير: التخويف. يعنى: بگردان ما‌ را‌ ايستاده ترين مخلوقات از‌ آنچه تخويف نموده ‌و‌ ترسانيده اى از‌ نهى خود.
«اللهم انى اشهدك- ‌و‌ كفى بك شهيدا- ‌و‌ اشهد سماءك ‌و‌ ارضك ‌و‌ من‌ اسكنتهما من‌ ملائكتك ‌و‌ سائر خلقك فى يومى هذا ‌و‌ ساعتى هذه ‌و‌ ليلتى هذه ‌و‌ مستقرى هذا انى اشهد انك انت الذى لا‌ اله الا انت، قائم بالقسط، عدل فى الحكم، رووف بالعباد، مالك الملك، رحيم بالخلق». «اشهدك»- على صيغه المتكلم الواحد من‌ باب الافعال- اى: اخذتك شاهدا.
و الباء فى «بك» زائده. اى: كفاك. «اسكنتهما» من‌ السكنى لامن السكون. اى: من‌ جعلت السماء ‌و‌ الارض مسكنه ‌و‌ ماواه. ‌و‌ «سائر خلقك»، اى: باقى خلقك. ماخوذ من‌ سور الاناء، ‌و‌ هو ما‌ بقى منه. ‌و‌ لقوله صلى الله عليه ‌و‌ آله لغيلان: «اختر منهن اربعا ‌و‌ فارق سائرهن». ‌و‌ مجرور عطفا على «ملائكتك». ‌و‌ يروى بالنصب عطفا على «سماءك». ‌و‌ المستقر على صيغه اسم المفعول بمعنى اسم المكان. ‌و‌ القسط بالكسر: العدل بمعنى العادل او‌ من‌ باب المبالغه. اى: يجرى التدبير على الاستقامه فى جميع الامور. فمعنى «قائم بالقسط» اى: مقيم للعدل فيما يقسم من‌ الارزاق ‌و‌ الاجال ‌و‌ يثيب ‌و‌ يعاقب. «رووف بالعباد». الرووف هو الرحيم العاطف برحمته على عباده. ‌و‌ قيل: الرافه ابلغ الرحمه. «مالك الملك»، اى: يملك جنس الملك فيتصرف فيه تصرف الملاك فيما يملكون. ‌و‌ الرحيم. فعيل من‌ الرحم، ‌و‌ معناها العطف ‌و‌ الحنو، لكنه مجاز عن انعامه على عباده لا‌ فى الملك اذا عطف على رعيته ‌و‌ رق لهم اصابهم بمعروفه ‌و‌ انعامه كما انه
اذا ادركته الفظاظه ‌و‌ القسوه عنف بهم ‌و‌ منعهم خيره ‌و‌ معروفه. يعنى: بار خدايا، به‌ درستى ‌و‌ تحقيق كه‌ من‌ گواه مى گيرم تو‌ را- ‌و‌ بسند(ه ا)ى تو‌ از‌ روى گواهى- ‌و‌ گواه مى گيرم آسمان تو‌ را‌ ‌و‌ زمين تو‌ را- كه‌ مخلوق تواند- ‌و‌ آنهايى كه‌ در‌ آسمان ‌و‌ زمين ساكن گردانيده اى از‌ فرشتگان تو‌ ‌و‌ باقى خلقان تو، در‌ اين روز ‌و‌ در‌ اين ساعت ‌و‌ در‌ اين شب ‌و‌ در‌ اين جايگاه من، كه‌ من‌ گواهى مى دهم كه‌ تويى ‌آن خدايى كه‌ نيست به‌ غير از‌ تو‌ خدايى- يعنى معبودى كه‌ سزاى پرستش باشد- ‌و‌ به‌ پاى دارنده اى عدل ‌و‌ راستى را- در‌ آنچه قسمت كرده اى از‌ ارزاق ‌و‌ آجال ‌و‌ ثواب ‌و‌ عقاب ‌و‌ در‌ جميع اقوال ‌و‌ افعال خود- ‌و‌ عادلى در‌ حكم- كه‌ هر‌ چه مى كنى به‌ محض عدالت است ‌و‌ جور ‌و‌ ظلم در‌ حكم تو‌ نيست- بسيار مهربانى به‌ بندگان خود، پادشاه پادشاهانى ‌و‌ متصرفى در‌ آن- به‌ هر‌ كه‌ مى خواهى عطا مى كنى پادشاهى ‌و‌ از‌ هر‌ كه‌ مى خواهى مى ستانى- ‌و‌ مهربانى به‌ خلق خود.
«و ان‌ محمدا عبدك ‌و‌ رسولك ‌و‌ خيرتك من‌ خلقك حملته رسالتك فاداها ‌و‌ امرته بالنصح لامته فنصح لها». «خيرتك»- بكسر الخاء المعجمه ‌و‌ الياء المثناه التحتانيه ‌و‌ الراء المفتوحتين - اى: المختار المنتجب. ‌و‌ جاء بالتسكين ايضا. «حملته»- بالتشديد- اى: كلفته حملها. قال فى الصحاح. ‌و‌ قد سبق معنى
النصح فى الدعاء الثانى، فلا نعيده. يعنى: ‌و‌ گواهى مى دهم كه‌ محمد صلى الله عليه ‌و‌ آله بنده ‌ى‌ تو‌ است ‌و‌ فرستاده ‌ى‌ تو‌ است ‌و‌ برگزيده ‌ى‌ تو‌ است از‌ خلقان تو. بار رسالت را‌ بر‌ او‌ گذاشتى ‌و‌ تكليف نمودى او‌ را‌ بر‌ برداشتن آن، پس‌ متحمل ‌آن شد ‌و‌ ادا كرد ‌آن را‌ چنانچه مى بايست. ‌و‌ فرمودى او‌ را‌ به‌ نصيحت كردن بر‌ امت خود، پس‌ نصيحت كرد ايشان را. ‌و‌ امت جماعتى اند كه‌ مبعوث ساخته خداى تعالى رسول را‌ به‌ ايشان ‌و‌ ‌آن كسانى كه‌ موجود شوند تا‌ آخر زمان.
«اللهم فصل على محمد ‌و‌ آله اكثر ما‌ صليت على احد من‌ خلقك». الفاء فى «فصل» للتفريع على ما‌ قبله. اى: لما ادى الرساله ‌و‌ نصح لامته، فصل عليه مجازاه لذلك. ‌و‌ «اكثر» منصوب على انه صفه مفعول مطلق محذوف. اى: صل عليه صلاه اكثر صلاه صليتها على احد من‌ خلقك. يعنى: بار خدايا، رحمت فرست بر‌ محمد ‌و‌ آل‌ او‌ بيشتر از‌ آنچه رحمت كرده اى هر‌ يك از‌ خلقان خود را. «و آته عنا افضل ما‌ آتيت احدا من‌ عبادك».
آت: بمد همزه-: فعل امر من: آتى يوتى ايتاء، كاعطى لفظا ‌و‌ معنى. اصله: اءت، قلبت الهمزه الثانيه الفا لاجتماع الهمزتين ‌و‌ ثانيهما ساكنه وجب قلبها بحركه جنس حركه ما‌ قبلها ‌و‌ هى الالف. ‌و‌ «عنا»، اى: لاجلنا. فلفظه «عن» سببيه، كما فى قوله تعالى: (و ما‌ كان استغفار ابراهيم لابيه الا عن موعده). اى: اعطه لاجل المشقه التى تحملها فى اداء الرساله. يعنى: ‌و‌ عطا كن او‌ را‌ از‌ جهت مشقتى كه‌ متحمل ‌آن شد در‌ اداى رسالت، فاضلتر از‌ آنچه داده اى هر‌ يك از‌ بندگان خود را. «و اجزه عنا افضل ‌و‌ اكرم ما‌ جزيت احدا من‌ انبيائك عن امته». لفظ «عن» ايضا هاهنا سببيه. (يعنى:) ‌و‌ جزا ‌و‌ مكافات ده‌ او‌ را‌ به‌ جهت تحمل بار رسالت، فاضلتر ‌و‌ گراميتر آنچه جزا داده اى هر‌ يك از‌ پيغمبران سابق را‌ از‌ امت ‌آن پيغمبر.
«انك انت المنان بالجسيم، الغافر للعظيم». المنان: فعال من‌ المنه بمعنى المنعم المعطى. ‌و‌ قيل: المنان الذى يبتدى بالنوال قبل السوال. «الجسيم» صفه لموصوف محذوف. اى: العطاء الجسيم. ‌و‌ العظيم ايضا صفه لموصوف محذوف. اى: الذنب العظيم.
و الغافر بمعنى الساتر ‌و‌ منه: المغفر، لانه يغطى الراس. ‌و‌ «المنان» منصوب نيز روايت شده بنابر مدح از‌ شيخ شهيد. ‌و‌ همچنين الغافر نيز منصوب خوانده شده. يعنى: به‌ درستى كه‌ تو‌ بسيار نعمت دهنده اى به‌ عطاى بزرگ، ‌و‌ آمرزنده اى گناهان عظيم را. «و انت ارحم من‌ كل‌ رحيم، فصل على محمد ‌و‌ آله الطاهرين الاخيار الانجبين». ‌و‌ تو‌ بخشاينده ترى از‌ همه ‌ى‌ بخشايندگان، پس‌ رحمت فرست بر‌ محمد ‌و‌ آل‌ او‌ كه‌ پاكند ‌و‌ پاكيزه از‌ گناهان صغيره ‌و‌ كبيره ‌و‌ بهترين خلقان تواند ‌و‌ برگزيده هاى تواند.

  ترجمه فارسی صحیفه سجادیه

ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : donyayesms

 

 

سرمربي نروژي الاهلي اخراج شد

 

سرمربي نروژي الاهلي اخراج شد

مسئولان الاهلي عربستان سرمربي نروژي خود را به دليل كسب نتايج ضعيف اخراج كردند.

تيم فوتبال الاهلي عربستان با برد يك بر صفر برابر الهضم فصل جديد را آغاز كرد و در 2 بازي بعدي شكست خورد. آنها 4 بر 3 به الاتفاق باختند و 2 بر يك هم بازي را به فتاح واگذار كردند.

در پي كسب نتايج ضعيف مسئولان باشگاه حكم اخراج تروند سوليد را صادر كرده و مسئوليت هدايت تيم را به طور موقت به خالد بدرا، كمك مربي تيم ملي عربستان واگذار كردند اگر چه الاهلي با اين مربي نيز شب گذشته با نتيجه 2 بر يك مقابل نجران بازنده شد.



ادامه مطلب

ترجمه فارسی نهج البلاغه در پاسخ نامه معاويه
افشاي چهره بني‏اميه و فضائل اهل بيت (ع)
معاويه! اينکه خواستي شام را به تو واگذارم، همانا من چيزي را که ديروز از تو باز داشتم، امروز به تو نخواهم بخشيد، و اما سخن تو که جنگ، عرب را جز اندکي، بکام خويش فرو برده است، آگاه باش، آن کس که بر حق بود، جايگاهش بهشت، و آنکه بر راه باطل بود در آتش است. اما اينکه ادعاي تساوي در جنگ و نفرات جهادگر کرده‏اي، بدان، که رشد تو در شک به درجه کمال من در يقين نرسيده است، و اهل شام بر دنيا حريص‏تر از اهل عراق به آخرت نيستند.
فضائل عترت پيامبر (ص)
و اينکه ادعا کردي ما همه فرزندان (عبدمناف) هستيم، آري چنين است، اما جد شما (اميه) چونان جد ما (هاشم) و (حرب) همانند (عبدالمطلب) و (ابوسفيان) مانند (ابوطالب) نخواهند بود، هرگز ارزش مهاجران چون اسيران آزادشده نيست، و حلال‏زاده همانند حرام‏زاده نمي‏باشد، و آنکه بر حق است با آنکه بر باطل است را نمي‏توان مقايسه کرد، و مومن چون مفسد نخواهد بود، و چه زشتند آنان که پدران گذشته خود را در ورود به آتش پيروي کنند. از همه که بگذريم، فضيلت نبوت در اختيار ماست که با آن عزيزان را ذليل، و خوارشدگان را بزرگ کرديم، و آنگاه که خداوند امت عرب را فوج فوج به دين اسلام درآورد، و اين امت در برابر دين يا از روي اختيار يا اجبار تسليم شد، شما خاندان ابوسفيان، يا براي دنيا و يا از روي ترس در دين اسلام وارد شديد، و اين هنگامي بود که نخستين اسلام‏آورندگان بر همه پيشي گرفتند، و مهاجران نخستين ارزش خود را باز يافتند، پس اي معاويه شيطان را از خويش بهره‏مند، و او را بر جان خويش راه مده. با درود. متن عربی نهج البلاغه ( وَ مِنْ کِتابٍ لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ ) إِلى ‏مُعاوِيَةَ جَواباً عَنْ کِتابٍ مِنْهُ إِلَيْهِ: وَ أَمَّا طَلَبُکَ إِلَىَّ الشَّامَ، فَإِنِّى لَمْ أَکُنْ لَأُعْطِيَکَ الْيَوْمَ ما مَنَعْتُکَ أَمْسِ ‏وَ ‏أَمَّا ‏قَوْلُکَ‏ ‏إِنّ‏ ‏الْحَرْبَ‏ ‏قَدْ ‏أَکَلَتِ‏ ‏الْعَرَبَ‏ ‏إِلّا ‏حُشاشاتِ‏ ‏أَنْفُسٍ‏ ‏بَقِيَتْ‏ ‏أَلا ‏وَ ‏مَنْ‏ ‏أَکَلَهُ‏ ‏الْحَقّ‏ ‏فَإِلَى‏ ‏الْجَنَّةِ، ‏وَ ‏مَنْ‏ ‏أَکَلَهُ‏ ‏الْباطِلُ‏ ‏فَإِلَى‏ ‏النَّارِ. وَ أَمَّا اسْتِواؤُنا فِى الْحَرْبِ وَ الرِّجالِ فَلَسْتَ بِأَمْضى عَلَى الشَّکِّ مِنِّى عَلَى الْيَقِينِ، وَ لَيْسَ أَهْلُ الشَّامِ بِأَحْرَصَ عَلَى الدُّنْيا مِنْ أَهْلِ الْعِراقِ عَلَى الاخِرَةِ. وَ أَمَّا قَوْلُکَ إِنَّا بَنُو عَبْدِ مَنافٍ فَکَذلِکَ نَحْنُ، وَ لکِنْ لَيْسَ أُمَيَّةُ کَهاشِمٍ، وَ لا حَرْبٌ کَعَبْدِ الْمُطَّلِبِ، وَ لا ‏أَبُوسُفْيانَ‏ کَأَبِى طالِبٍ، وَ لَا ‏الْمُهاجِرُ ‏کَالطَّلِيق‏، وَ لَا ‏الصَّرِيحُ‏ ‏کَاللَّصِيق‏، وَ لَا الْمُحِقُّ کَالْمُبْطِلِ، وَ لَا الْمُؤْمِنُ ‏کَالْمُدْغِلِ‏، وَ لَبِئْسَ الْخَلَفُ خَلَفٌ يَتْبَعُ سَلَفاً هَوى فِى نارِ جَهَنَّمَ. وَ فِى أَيْدِينا بَعْدُ فَضْلُ النُّبُوَّةِ الَّتِى أَذْلَلْنا بِهَا الْعَزِيزَ، وَ ‏نَعَشْنا بِها الذَّلِيلَ، وَ لَمّآ أَدْخَلَ اللَّهُ الْعَرَبَ فِى دِيِنِهِ أَفْواجاً، وَ أَسْلَمَتْ لَهُ هذِهِ الْأُمَّةُ طَوْعاً وَ کَرْهاً کُنْتُمْ مِمَّنْ دَخَلَ فِى الدِّينِ إِمَّا رَغْبَةً وَ إِمَّا رَهْبَةً عَلى حِينَ فازَ أَهْلُ السَّبْقِ بِسَبْقِهِمْ، وَ ذَهَبَ الْمُهاجِرُونَ الْأَوَّلُونَ بِفَضْلِهِمْ، فَلا تَجْعَلَنَّ لِلشَّيْطانِ فِيکَ نَصِيباً، وَ لا عَلى نَفْسِکَ سَبِيلًا، وَ السَّلامُ.

ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : donyayesms

ترجمه فارسی نهج البلاغه تحريض به الفت با يکديگر
بايد خرد سالتان از کلانسالتان پيروي کند، و کلانسالتان به خردسالتان مهربان باشد. همچون بدخويان حاهليت مباشيد، که نه در دين فهمي دارند، و نه شناساي کردگارند،- به صورت انسان، و درون پستتر از جانوران-. همانند تخمي در گودالي به ريگستان، که شترمرغ نهد در آن، اگر بشکنندش گناه است، و اگر نهندش، بود که درونش ماري سياه است.
از اين خطبه است پس از سازواري جدا گرديدند، و از اصل خود به پراکندگي گراييدند. بعضي از آنان به شاخه‏اي چسبيده، و هر کجا چمد بدان سو خميده، ليکن خداي تعالي به زودي آنان را براي بدترين روز امويان چنان فراهم کند، که پاره‏هاي ابر پاييزي به هم درشود. خدا ميان آنان الفت افکند، و چون توده ابر به هم نشسته فراهمشان کند. آنگاه درها براي آنان بگشايد تا به راه افتند از آنجا که بايد، چون سيل دو باغستان مردم سبا، که با روان شدن آن چيزي بر جاي نماند و نه پشته‏اي بر پاي، نه کوه پيوسته به هم فشرده مانع روان شدن آن سيل گرديد، نه زمين بلند پر سنگ و گل، راه آن را بريد. خدا آنان را پنهان در دل دره‏هاي خود بپراکند سپس چون چشمه‏سارها در زمين روان کند. به آنان حق مردمي را از مردم ديگر بستاند، و مردمي را توانايي دهد و در خانه‏هاي مردم ديگر ساکن گرداند. به خدا سوگند، پس از قدرت و رفعتي که يافته‏اند آنچه در دست دارند بگدازد، چنانکه دنبه با آتش نسازد.
اي مردم! اگر ياري حق را فرو نمي‏گذاشتيد، و از خوار ساختن باطل دست برنمي‏داشتيد، آن که به پايه شما نيست ديده طمع به شما نمي‏دوخت، و هيچ نيرومندي بر شما مهتري نمي‏فروخت. اما شما سرگردان شديد چون سرگرداني اسرائيليان. و به جانم سوگند، که اين سرگرداني پس از من افزون گردد چندان. چرا که حق را پشت سر نهاديد و از آن گسستيد، از نزديک بريديد، و به دور پيوستيد، و بدانيد اگر آن را پيروي کنيد که شما را مي‏خواند و به راه رسولتان مي‏راند، از رنج بيراهه رفتن آسوده‏ايد، و بار سنگين و دشوار را از گردنها به يک سو نهاده‏ايد. متن عربی نهج البلاغه ( وَ مِنْ خُطْبَةٍ لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ: ) ‏لِيَتَأَسّ‏ صَغِيرُکُمْ بِکَبِيرِکُمْ، وَلْيَرأَفْ کَبِيرُکُمْ بِصَغِيرِکُمْ، وَ لا تَکُونُوا کَجُفاةِ الْجاهِلِيَّةِ: ‏لا ‏فِى‏ ‏الدِّينِ‏ ‏يَتَفَقَّهُونَ‏، وَ لا عَنِ اللَّهِ يَعْقِلُونَ ‏کَقَيْضِ‏ بَيْضٍ فِى ‏أَداحٍ‏: يَکُونُ کَسْرُها وِزْراً، وَ يُخْرِجُ حِضانُها شَرّاً.
مِنْها: افْتَرَقُوا بَعْدَ أُلْفَتِهْمِ، وَ تَشَتَّتُوا عَنْ أَصْلِهِمْ، فَمِنْهُمْ اخِذٌ بِغُصْنٍ أَيْنَما مالَ مالَ مَعَهُ، عَلى أَنَّ اللَّهَ تَعالى سَيَجْمَعُهُمْ لِشَرِّ يَوْمٍ لِبَنِى أُمَيَّةَ کَما تَجْتَمِعُ ‏قَزَعُ‏ الْخَرِيفِ، يُؤَلِّفُ اللَّهُ بَيْنَهُمْ ثُمَّ ‏يَجْعَلُهُمْ‏ ‏رُکاماً کَرُکامِ السَّحابِ، ثُمَّ ‏يَفْتَحُ‏ ‏لَهُمْ‏ أَبْواباً يَسِيلُونَ مِنْ ‏مُسْتَثارِهِمْ‏ ‏کَسَيْلِ‏ ‏الْجَنَّتَيْنِ‏ حَيْثُ لَمْ تَسْلَمْ عَلَيْهِ ‏قارَّةٌ وَ لَمْ تَثْبُتْ عَلَيْهِ ‏أَکَمَةٌ، وَ لَمْ يَرُدَّ ‏سَنَنَهُ‏ ‏رَصّ‏ ‏طَوْدٍ وَ لا ‏حِدابُ‏ أَرْضٍ ‏يُذَعْذِعُهُمُ‏ اللَّهُ فِى ‏بُطُونِ‏ ‏أَوْدِيَتِهِ‏. ثُمَّ يَسْلُکُهُمْ يَنابِيعَ فِى الْأَرْضِ يَأْخُذُ بِهِمْ مِنْ قَوْمٍ حُقُوقَ قَوْمٍ، وَ يُمَکِّنُ لِقَوْمٍ فِى دِيارِ قَوْمٍ وَ أَيْمُ اللَّهِ لَيَذُوبَنَّ ما فِى أَيْدِيهِمْ ‏بَعْدَ ‏الْعُلُوِّ ‏وَ ‏التَّمْکِينِ‏ کَما تَذُوبُ الْأَلْيَةُ عَلَى النّارِ.
أَيُّهَا النّاسُ، لَوْ لَمْ ‏تَتَخاذَلُوا عَنْ نَصْرِ الْحَقِّ، وَ لَمْ تَهِنُوا عَنْ تَوْهِينِ الْباطِلِ، لَمْ يَطْمَعْ فِيکُم مَنْ لَيْسَ مِثْلَکُمْ، وَ لَمْ يَقْوَ مَنْ قَوِىَ عَلَيْکُمْ، لکِنَّکُمْ تِهْتُم مَتاهَ بَنِى إِسرائِيلَ!! ‏وَ ‏لَعَمْرِى‏ ‏لَيُضَعَّفَنّ‏ لَکُمُ التِّيهُ مِنْ بَعْدِى أَضْعافاً بِما خَلَّفْتُمُ الْحَقَّ وَراءَ ظُهُورِکُمْ، وَ قَطَعْتُمُ الْأَدْنى، وَ وَصَلْتُمُ الْأَبْعَدَ!! وَ اعْلَمُوا أَنَّکُمْ إِنِ اتَّبَعْتُمُ الدَّاعِىَ لَکُمْ سَلَکَ بِکُم مِنْهاجَ الرَّسُولِ، وَ کُفِيتُم مَؤُونَةَ الْإِعْتِسافِ، وَ نَبَذْتُمُ الثِّقْلَ ‏الْفادِحَ‏ عَنِ الْأَعْناقِ.

ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : donyayesms

ترجمه فارسی نهج البلاغه خبر دادن از پايان کار خوارج
چون خوارج نهروان کشته شدند به آن حضرت گفته شد: يا اميرالمومنين همه ايشان هلاک گشتند، فرمود: سوگند به خدا چنين نيست، ايشان نطفه‏هائي هستند در پشت مردها و رحم زنها (نه تن از آنها گريخته و در شهرها متفرق شدند، از آنان فرزنداني بوجود خواهد آمد که در روي زمين فتنه و فساد مي‏نمايند، وليکن) هر زمان از آنها شاخي (سري) پيدا گردد شکسته شود (بزودي کشته مي‏شود) تا اينکه آخرشان دزدها و راهزنان مي‏شوند (مانند اجدادشان، چنانکه نقل شده چون آن نه نفر در شهرها پراکنده گشتند هر کدام مذهبي اختيار و از آن ترويج کردند و در راهها دزدي مي‏نمودند). متن عربی نهج البلاغه ( وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ ) لَمَّا قُتِلَ الْخَوارِجُ فَقِيلَ لَهُ يا أَمِيرَالْمُؤْمِنِينَ هَلَکَ الْقَوْمُ بِأَجْمَعِهِمْ: کَلَّا وَ اللَّهِ؛ إِنَّهُمْ نُطَفٌ فِى أَصْلابِ الرِّجالِ، وَ ‏قَراراتِ‏ ‏النِّساءِ، ‏کُلَّما ‏نَجَمَ‏ ‏مِنْهُمْ‏ ‏قَرْنٌ‏ ‏قُطِعَ‏، حَتّى يَکُونَ اخِرُهُمْ لُصُوصاً سَلَّابِينَ.

ادامه مطلب
رپورتاژ
شناخت کلی از محصولات فلزی و انواع آن
همه چیز درباره جراحی زیبایی بینی
جشن عروسی
جراحی زیبایی سینه و پروتز
دوربین مداربسته دیجی همکار
آیا گنج یاب ها شبیه فلزیاب و طلایاب هستند؟ - شرکت فلزیاب تیوا
خدمات برش لیز
میز و صندلی تالاری
لیپوماتیک
تجهیزات تالار پارس
پذیرش مقاله در مجلات معتبر ISI و اسکوپوس
پاسخ به 7 سوال رایج در مورد عصب کشی دندان
چاپ کتاب در یک ماه با هزینه زیر یک میلیون تومان
تفاوت دینگ با اپلیکیشن‌های تاکسی‌یاب آنلاین
روغن خراطین
بوتاکس چگونه تزریق می شود؟
زمان دقیق شرف الشمس در سال ۹۷ چه زمانی است؟
تاریخچه تغییر سرمربی در تیم استقلال تهران
تحلیل آماری
فروشگاه اسباب بازی بازیجو

لینک های مفید
تور مسافرتی | خودرو | تور استانبول |

قدرت گرفته از : پانا بلاگ


.: :.